تبليغاتX
از هر دری سخنی...
از هر دری سخنی...

دفتر خاطرات ودلبستگی های شخصی


نمایشگاه فرش

سلام

از اونجایی که به نقوش فرش وتذهیب وترنج وبه طور کلی طرح های اسلیمی علاقه دارم جاتون خالی چندروز پیش رفتم نمایشگاه فرش اصفهان.فرش ها وطرح های خیلی قشنگی بود حیف که نمیذاشتن عکس بگیریم والا نمونه هاش رو براتون میذاشتم.ولی یه سری چیزایی اونجا فهمیدم که خیلی برام جالب بود گفتم برا شما هم بگم.مثلا"یه سری فرش دستباف بود خیلی قشنگ بود ازنظر رنگ ونقش معرکه بود.از صاحب غرفه سئوال کردم جناب ای فرش چند قیمته؟اگه بگم شاخ در میارید. یا اینه که من خیلی دهاتی وندید پدیدم یا جدا"اینا خیلی گرون بود.یارو گفت این فرش البته قابل شما رو نداره فلا ن فلان وفلانه وهر مترش هم دوونیم پولشه!یه حساب پیش خودم کردم گفتم خوب دوونیم هزار تومن که نیست ولی دوونیم ملیون هم زیاده حتما"من اشتباه میکنم.خلاصه دوباره به یارو گفتم ببخشید آقا مثلا"این فرش چند در میاد؟گفت حدودا"27 ملیون...صبر کنید این که چیزی نیست یه فرش 12 متری بود 70 ملیون داشت خرید وفروش میشد.بعد اون یارو که داشت میخرید داشت با صاحب غرفه سر 2 ملیونش چونه میزد.اینا رو که دیدم یادم افتاد به خاله خودم که فرش ابریشم میبافه وبعد 40 سال هنوز زندگیش گرو هزار تومنه.انگشتاش از بس قالی بافته شده اندازه یه لحاف.چشماش هم سو نداره.جدا"وقتی یه قالیباف خودش بره تو این نمایشگاه وقالی خودش رو که با زحمت بافته رو اونجا ببینه با این قیمتا خرید وفروش میشه چی به خودش میگه. یه سوتی بزرگ هم دادم اونم وقتی رفتم توی یه غرفه خیلی شلوغ دیدم یه فرش موکت ماننده که نقشش قشنگ بود به صاحب غرفه گفتم آقا این موکت چند قیمته؟گفت آقا این موکت کف خوده سالن نمایشگاهه.نفهمیدم چطوری خودم رو با این آبروریزی از لابلای جمعت فراری دادم.تازه اوج مصیبت رو هنوز نگفتم.رفتم یه جایی بود رو میزی ویه سری بافته های ابریشمی برای کف سینی میفروختن که مجلسی بود.یه رومیزی دایره ه ای به قطر 30 سانتی متر بود.گفتم بخرمش دست خالی از نمایشگاه نرفته باشم.به یارو گفتم ببخشید این چنده؟گفت 700 هزار تومن!!داشتم شاخ درمیآوردم .گفتم مگه این چیه ؟گفت زیر تلفنیه از جنس ابریشم کاره دسته.گفتم به خدا اگه کار پا هم باشه اینقدر نمی ارزه.بهش گفتم مرد حسابی من 3 تا فرش 12 متری امسال برا خونمون خریدم کلهم 800 هزار تومن.مگه چه خبره.یارو هم فهمیده بود من دهاتی ام فقط با خنده جواب میداد.گفتم ببخشید حالا نمیشه زیر تلفن اینو پهن نکرد؟یه موکت پهن کرد؟که دیدم یارو داره میمیره از خنده.بهش گفتم حالا اون تلفنی که این زیرش قرار میگیره چند قیمته؟حتما"یه 200 ملیون.بعدش هم با یه روحیه بسیار دیدنی از نمایشگاه خارج شدم واز وجود خودم شرمنده شدم.توی همین فکرا بودم وداشتم می اومدم طرف پارکینگ که دیدم یه پیر مردی توی اون سرما نشسته بود با دخترش لواشک میفروخت.اونجا بود که این سئوال برام پیدا شد:جدا"کسی که روی فرش 70 ملیونی با کفش راه میره از آدمی که شبا روی کارتن میخوابه خبر داره؟

چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط م.شیخی |

استاد قیصر امین پور


پيش از اينها فكر ميكردم خدا خانه اي دارد ميان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها خشتي از الماس وخشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج وبلور بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برق كوچكي از تاج او هر ســتاره پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او آسمان نقش روي دامن او كهكشان

رعدوبرق شب صداي خنده اش سيل وطوفان نعره توفنده اش

دکــمه ي پيراهـن او آفتاب برق تـــيغ و خنـجر او ماهــتاب

هيچكس از جاي او آگاه نيست هيچكس را در حضورش راه نيست

پيش از اينها خاطرم دلگير بود از خدا در ذهنم اين تصوير بود

آن خدا بي رحم بود و خشمگين خانه اش در آسمان دور از زمين

بود اما در مــــيان ما نبود مهـــربان و ســــاده وزيـــبا نـــبود

در دل او دوستي جايي نداشت مهرباني هيچ معنايي نداشت

هر چه مي پرسيدم از خود از خدا از زمين، از آسمان،از ابرها

زود مي گفتند اين كار خداست پرس و جو از كار او كاري خطاست

آب اگر خوردي،عذابش آتش است هرچه مي پرسي،جوابش آتش است

تا ببندي چشم ، كورت مي كند تا شدي نزديك ،دورت مي كند

كج گشودي دست، سنگت مي كند كج نهادي پاي، لنگت مي كند

تا خطا كردي عذابت مي كند در ميان آتش آبت مي كن

با همين قصه دلم مشغول بود خوابهايم پر ز ديو و غول بود

نيت من در نماز و در دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه مي كردم همه از ترس بود مثل از بر كردن يك درس بود

مثل تمرين حساب و هندسه مثل تنبيه مدير مدرسه

مثل صرف فعل ماضي سخت بود مثل تكليف رياضي سخت بود ...
                                                                                                           دکتر قیصر امین پور

جمعه پانزدهم آبان 1388 توسط م.شیخی |

برای قیصر

سلام

امروز بعداز مدت ها فیلم قیصر ساخته مسعود کیمیایی رو پیداکردم وچند ده بار دیدم.عجیب اینکه به قول یکی از رفقا من مثل همه هم سنی های خودم دنبال فیلم های روز دنیا مثل" هری پاتر" و"اره ۱٫۲٫۳و"ترمیناتور"و...نیستم.حال میکنم با همین فیلمفارسی های خودمون.یه جورایی حال آدمو عوض میکنه هرچند دیگه اینقدر قدیمی هستن که رنگ به رخسار فیلم نمونده.مثلا"همین فیلم قیصر فقط از حالت وصدای بازیگر میشه فهمید یارو کیه همش یه تصاویر سیاه سفید شبح ماننده.اما فیلم قیصر وبراتون میگفتم این فیلم سال ۱۳۴۷ توسط مسعود کیمیایی نوشته وکارگردانی شد.یه دیالوگ خیلی باحال بهروز وثوقی توی این فیلم داره که میگه:
فکر کردی چی ننه؟ کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه... سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفال و سه دفه که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته... این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره
شاه بازی اسطوره بازیگری ایران بهروز وثوقی توی این فیلم ایشون رومعروف کرد وبت سینمای ایران که محمدعلی فردین بود با این فیلم شکسته شد.بازیگرای دیگه این فیلم جمشید مشایخی٫ناصر ملک مطیعی هستن که خوب هر کدوم معرف حضور هستن.شاه کار موسیقی این فیلم توسط هنرمند والای کشور استاد اسفندیار منفرد زاده ساخته شده که الحق از ناب ترین موسیقی فیلم های دنیاست.تیتراژبسیار زیبای این فیلم توسط عباس کیارستمی کارگردان معروف عصر حاضر که در آن روزگار شاگرد کیمیایی بوده ساخته شده به صورتی که اسم عوامل فیلم کنار بدن های خالکوبی شده تیتراژمیشه واین کار دراون ساله یه افه هنری خیلی خوب محسوب میشده.این فیلم آنقدر تاثیر گذار بود که پس از سالها کفش های پاشنه بلندی که بهروز وثوقی(قیصر)توی این فیلم به پا داشت هنوز به کفش های قیصری بین مردم شهرت داره.خلاصه اینکه امروز براتون یه تکه از موسیقی زیبای این فیلم رو برا دانلود گذاشتم امیذئارم از شنیدنش لذت ببرید.راستی یادم رفت بگم لطفا"نظرتون روراجع به این موسیقی وفیلم بگین.خوشحال میشم
                                      
                                         برای دانلود موسیقی فیلم قیصر اینجا راکلیک کنید

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط م.شیخی |

کتاب قانون

سلام

چندروز ژیش رفتم وفیلم "کتاب قانون"اثر بسیار زیبای آقای مازیار میری رو در سینما ایران دیدم واقعا"زیبا بود علی الخصوص با بازی زیبای استاد پرویز پرستویی که توی چند نقش متفاوت بازی میکردن.اگه از فیلم مارمولک٫دنیا٫لیلی با من است وازاین دست فیلم های معنی گرای طنزعلاقه دارین توصیه میکنم حتما"این فیلم رو ببینید مضمونش یه جورایی مربوطه با اسلام گرایی سنتی وآنچه حقیقت اسلامه.

درواقع یه گوشه گیری به خانم هایی هستن که مثلا"دعای انعام میگیرن وبسج میرن وکلاس قرآن میزارن بعدهم هزار جور گناه میکنن ولی به روی مبارک هم نمیارن.البته در مورد آقایون هم این موضوع صادقه.اگه وقت کردین این فیلم رو حتما ببینین.این هم یه گوشه هایی ازفیلم(آنونس) که برا دانلود گذاشتم.این فیلم توی لبنان ساخته شده.

                                

                                     دانلود آنونس کتاب قانون برای موبایل

پنجشنبه هفتم آبان 1388 توسط م.شیخی |

جملاتی از چه گوارا

سلام

بعداز مدت ها با یه اپ جدید وزیبا با معرفی ""چه گوارا""درخدمتون هستم ایشون از افراد آزادی خواه وبه نوعی از چهره های معروف انقلاب های دنیاست اینجا مجال برای معرفی ایشون نیست ولی اگه خواستید میتونید درمورد فعالیت وزندگی ایشون با یه سرچ کوچیک به همه خصوصیات وزندگی نامه ایشون پی ببرید.واین هم جملاتی از کتاب"Hasta La Victoria Siempre" به معنی مبارزه تا ابد از ایشون:

«رسالت يک انسان براي رسيدن به آزادي در صف ايستادن نيست بلکه بر هم زدن صف است.»
«در يک انقلاب، انسان يا پيروز مي‌شود يا مي‌ميرد.»
«دستم بوي گل ميداد، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند اما هيچ کس فکر نکرد شايد من شاخه گلي کاشته باشم.»
«من نه يک مسيحي هستم و نه يک بشردوست. من هرچيزي به جز يک مسيحي هستم، و بشردوستي در مقايسه با باور من دارم بي‌ارزش به‌نظر مي‌رسد. من به‌جاي اين‌که اجازه بدهم به يک صليب ميخ‌کوبم کنند، با هر سلاحي که دستم به آن برسد پيکار خواهم کرد.»
«يک، دو، سه. ويتنامي ديگر خلق کنيم.»
«يا مرگ يا ميهن ، پيروز خواهيم شد. » "Patria O Muerte, Vinceremos"
«آزادي بيش از همه از دست کساني ضربه ميخورد که براي نيل به آن کوتاهترين مسير را انتخاب ميکنند.»
                              

 

یکشنبه سوم آبان 1388 توسط م.شیخی |



""""ن والقلم""""
بدنیا آمده ام که انسان باشم همین ! نه فرشته و نه حیوان .......

یک انسان با همه نقص ها و قدرتهایش

بر آنم که همواره از انسان بودنم لذت ببرم و دفاع کنم

واین چیز کمی نیست

""شهیددکتر علی شریعتی""


RSS 2.0


Design : LearningBet

Design : LearningBet


Designed By ParsTheme